هنوز چند ماهي از جنگ تحميلي سپري نشده بودكه تقدير بر اين تعلق گرفت تا سيد علي اكبر ابوترابي به اسارت نيروهاي بعثي عراق در آيد .

 

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان اصفهان، هنوز چند ماهي از جنگ تحميلي سپري نشده بودكه تقدير بر اين تعلق گرفت تا سيد علي اكبر ابوترابي به اسارت نيروهاي بعثي عراق در آيد و در طول هشت سال دفاع مقدس، در اردوگاه هاي عراقي،با تيغ زبان به مصاف دشمنان برخيزد و روشني بخش جمع اسيراني باشد كه به مرور زمان بر تعداد آنان افزوده ميشد. سيد علي اكبر ابوترابي، روزهاي اول اسارت خود را چنين به تصوير ميكشد: «در سلول براي اعتراف گرفتن چندين بار مرا به پاي جوبه دار بردند و شماره ۱ و ۲ را گفتند و دوباره برگرداندند. در طول روز چندين بار مرا بردند و آوردند. بالاخره شب مرا به مدرسه العماره بردند و يك تيمسار عراقي به افرادي كه آنجا بودند گفت: اين حق خوابيدن ندارد.

 

ما نيمه شب براي اعتراف گرفتن ميآييم، اگر اطلاعات لازم را به ما نداد سرش با ميخ سوراخ ميكنيم. نيمه شب هم آمدند و سرم را با ميخ سوراخ كردند؛ولي ضربه طوري نبود كه راحت شوم». تولد سال ۱۳۱۸ هجري شمسي در حالي آغاز شد كه شعله هاي جنگ جهاني دوم ، افروخته گرديده و فشار حكومت استبداد مطلق رضاخاني در سراسر ايران گسترده بود .


رضا خان ميرپنج كه اينك بر اريكه پادشاهي تكيه زده بود ، در راستاي تأمين اهداف اربابان انگليسي خود ، در محو دين و دينداري ، تلاشي مضاعف داشت . تصويب قانون كشف حجاب و صدور فرمان لباس متحدالشكل ، محدود كردن مردم متدين در اجراي فرايض ديني و وارد كردن شديدترين فشارها بر روحانيت شيعه ، از جمله تلاش هايي بود، تا جامعه ايران از دين تهي گردد و به طور مطلق تحت سيطره اهداف شوم استعمار پير انگليس درآيد . در چنين سال و در چنان شرايط و اوضاع و احوالي ، در شهر مقدس قم در خانواده اي اهل علم و اجتهاد و منتسب به بيت رسالت (ص) ، در دامن مادري علويه ، فرزندي پا به عرصه وجود نهاد كه او را علي اكبر ناميدند. هر چند سيد علي اكبر ابوترابي فرد (قزويني) در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود ، ولي به علت اينكه سند اين ولادت ، در حوزه طالقان ، تنظيم و به ثبت رسيد ، در بعضي از اسناد موجود ،طالقان ، به عنوان محل تولد ايشان ، ثبت شده است. خانواده اجداد سيد علي اكبر ابوترابي ، همه از سلسله جليله سادات و اهل علم و اجتهاد بودند .

 

ايشان در معرفي خود ، در بازجويي هاي ساواك در سال ۱۳۴۹، در اين رابطه چنين مي گويد : « اجدادم همه بيشتر تا چند طبقه در نجف اشرف تحصيل كرده اند و فعلا نيز مرقد جمعي از آنها نيز آنجاست» . جد پدري سيد علي اكبر ، مرحوم آيت الله سيد ابوتراب حسيني ابوترابي فرد ، از علماي بزرگ شهرستان قزوين بود ، ايشان در يك ارزيابي كلي ، توسط ساواك ، اينگونه معرفي شده است : « در قزوين نفوذش خوب است و يك چهارم از سكنه شهر و دهات مقلد و طرفدار دارد نفوذش در اثر زهد و تقوي اوست . مرجع تقليد است ، در قزوين و نجف تحصيل كرده ، رساله عمليه او چاپ و منتشر شده است . در سال ۱۳۴۱ تلگراف مخالفت با انجمن هاي ايالتي و ولايتي را امضا كرده و در وقايع ۱۵ خرداد شركت داشته است .» آيت الله ابوتراب ابوترابي در فروردين ماه سال ۱۳۵۲ به رحمت ايزدي پيوست ، كه سخنران مراسم چهلمين روز درگذشت معظم له ، در حسينيه شاهزاده حسين (ع) قزوين ، حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي بود .

 

جد مادري سيد علي اكبر، آيت الله سيد محمدباقر علوي قزويني، از علماي بزرگ و مجتهدين به نام بود. وصف معظم له از بيان حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي ، چنين است : « مرحوم جد مادري ما، در نجف اشرف به درجه اجتهاد مي رسند. در مسجد جامع قزوين مشغول خدمت بودند تا اينكه مرحوم آقاي حاج شيخ عبدالكريم حائري رضوان الله تعالي عليه از اراك عازم قم شدند. مرحوم جدمان به قصد ديدار مرحوم آيت الله حائري به قم مشرف شدند و از قم نامه نوشتند به منزل : «كه خانه و زندگي من را بفروشيد ، بعد از فروختن و تبديل آن به پول نقد مرا خبر كنيد » همه را مي فروشند و به پول نقد تبديل مي كنند و به ايشان خبر مي دهند . حاج آقا از قم تشريف مي برند قزوين . روز جمعه اي ، جمعيت زيادي را دعوت مي كنند كه براي نماز تشريف بياورند مسجد جامع ، بعد از نماز ، جريان را توضيح مي فرمايند : من به دعوت حضرت آيت الله حائري به قم مشرف شدم و اهالي محترم قزوين هم بدانند كه بنا نيست چيزي با خودم ببرم ... براي اينكه مردم گمان نكنند كه مرحوم جد ما، پول از قزوين برده اند و در قم خانه ساخته اند، در قزوين اعلام مي كنند كه تمام دارايي من تبديل به اين قدر پول شده و بيش از اين هم با خودم به قم نبردم.» ۱ استاد و همسفر و همراه سيد علي اكبر ، پدر بزرگوار وي ، حجت الاسلام والمسلمين ، حاج سيد عباس ابوترابي ، يكي از مبارزان و مجاهدان عصر استبداد پهلوي ها مي باشد . ايشان از ابتداي قدم نهادن در راه علم و مبارزه، در زمان رضا خان قلدر كه عمله استعمار پير بود ، حاضر به خموشي نشد و در سال ۱۳۰۴ كه سال شروع استبداد مطلق رضاخاني بود و فشارهاي مضاعفي بر روحانيت عزيز اسلام وارد مي آمد، به قم مهاجرت كرد تا ضمن بهره گيري از محضر بزرگان حوزه علميه قم، در صف اول مبارزه نيز حضور داشته باشد . مرحوم سيد عباس ابوترابي ، پس از رحلت پدر بزرگوارش، به قزوين بازگشت تا خلأ وجود آن مرحوم را پر كند و به جانشيني پدر ، زعامت مردم قزوين را به عهده گيرد .


ساواك در يك ارزيابي كلي در سال ۱۳۵۴ ، ايشان را چنين معرفي كرده است : «نامبرده در محافل مذهبي از علماي طراز اول شناخته مي شود ، وليكن از لحاظ ملي و سياسي فرد مورد اعتمادي نيست.» در سال ۱۳۵۷ در حالي كه شجره طيبه قيام خونين ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ، به رهبري حضرت امام خميني (ره) به بار نشسته بود ، و نداي انقلاب اسلامي ، در تمامي شهرهاي ايران طنين انداز بود ، حجت الاسلام والمسلمين سيد عباس ابوترابي ، نيز رهبري حركت هاي مردمي شهر قزوين را به عهده داشت و به همين اتهام دستگير و زنداني شد .


ساواك در مرداد ماه سال ۱۳۵۷ ، ايشان را چنين معرفي كرد : «نامبرده از روحانيون افراطي مخالف دولت بوده كه به وسيله سخنراني هاي خود ، موجب تحريك مردم به اغتشاش در شهرستان قزوين گرديده است.»

 

 

منبع:پیام آزادگان تهران

انتهای پیام/م

نظر دادن

درباره ما

متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما متن درباره ما 

تماس با ما

متن تماس با ما متن تماس با ما متن تماس با ما متن تماس با ما متن تماس با ما متن تماس با ما متن تماس با ما متن تماس با ما متن تماس با ما

  • Address : No 40 Baria Sreet 133/2 NewYork City, NY,United States

  • Email : این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

  • Phone1 : 0123-4567-8910
    Phone2 : 0123-4567-8910

مطالب ویژه 2

مطالب ویژه 3